پارلمان فرانسه قانون منع
همسانه سازي انسان را با اعلام اين اقدام به عنوان جنايت عليه نوع بشر تصويب
کرد.
خبرگزاري فرانسه ضمن اعلام
اين خبر گزارش کرد که انجام تحقيقات در زمينه همسانهسازی درمانی همچنان ادامه
خواهد داشت. با توجه به مسائل اخلاقي مرتبط با همسانهسازی انسان و جانوران،
کشورها در جستجوي تدوين قوانينی مناسب در اين زمينه هستند که علاوه بر اينکه
بازدارنده تحقيقات مفيد در اين زمينه نباشد، راه را بر استفاده ناصحيح ببندد.
صفحه اصلی
بالای صفحه
ابتدای اين مطلب
برگرفته از وبلاگ زيست شناسی سلولی و ژنتيک
مولکولی(cmbg.persianblog.com)
بعد
از ۱۱ سپتامبر ؛ ترس آمريکا و دنيا از ترور ميکروبی زيادتر و زيادتر شد تا جايی
که تحصيل کردن در رشته های بيوتکنولوژی برای دانشجويان کشورهای به قول خودشون
شيطانی مانند لبنان ؛ کره شمالی و ايران ممنوع شد. هم اکنون با استفاده از خود
اين علم می توانند با عوامل تخريبگر آن مبارزه کنند مثلا دانشمندان در حال
ساختن دستگاه هايی هستند که بر اساس DNA و Antibody ها کار می کند و به صورت
ژتون يا Chips ساخته می شوند و قبل از آنکه ميکروب مورد نظر پخش شود؛ اخطار می
دهد . بعضی از اين دستگا هها قادر به شناسايی بوی ميکروبها هستند و يا بوی مواد
اضافه کننده ای که از آنها يک سلاح ساخته اند.
به عنوان مثال در Gulf War ؛ ارتش آمريکا دارای دستگاهی بود به نام XM2 که از
هوای اطراف نمونه برداری می کرد و به ماشينی متصل بود که می توانست تعداد ذرات
ميکروبها را در حجم معينی از هوا اندازه بگيرد و اگر مقدار ذرات بيشتر از حد
خاصی می شد؛ بوق می زد تا افراد محل را تخليه کنند.
جديدا ماشينهايی طراحی شده اند که اساس کارش اشعه UV است که به هنگام برخورد به
مولکولهای خاصی در سلولهای زنده و فعال از خود نوری سبز رنگ (Fluorescent) می
دهند و آنها را قابل مشاهده می کنند. اين ليزرها در سر راه خود به چنين
مولکولهايی برخورد کرده و از خود نور منتشر می کنند ولی مسأله اين است که اين
ليزرها قادر به تشخيص مواد خطرناک موجود در هوا با جانداران ميکروسکوپی موجود
در فضا که بی ضرر هستند می باشند يا خير و جواب منفی است !
در حال حاضر دستگاه هايی ساخته شده اند که دقيقتر عمل می کنند و می توانند مواد
بيماريزا (pathogens) را از ذرات بی خطر يا Benign microorganisms تشخيص می
دهند بر اساس تفاوتهايی که در ساختار ژنتيکی اين مواد وجود دارد.
ميکروبها دارای DNA خاص خود می باشند و برای تحليل اين DNA ها بايد آنها را
مجزاء کنيم بعضی از دستگا هها هستند که می توانند سلول را بشکنند و DNA را
استخراج کنند .اين دستگاه ها GeneXpert Systems نام دارند ولی بعضی ديگر نياز
به متخصص و کارشناس دارند تا اين DNA را اقتباس کند.
اولين ژتون ساخته شده بر اساس DNA در دانشگاه Northwestern آمريکا ساخته شد و
بر اين اساس بود که دو زنجيره ای که مارپيچ DNA را می سازند؛ متمم و يا
Complementary يکديگر می باشند .
وقتی نوع و ترتيب قرار گرفتن بازهای نيتروژندار موجود در يک زنجيره را بدانيم ؛
می توانيم بازهای موجود در زنجيره ديگر را به راحتی پيش بينی کنيم .
ژتون ساخته شده توسط دانشگاه Northwestern يک ژتون شيشه ای است که در آن يکی از
زنجيره های DNA به صورت ساکن و غير قابل تحرک نگه داشته شده و اين زنجيره متمم
زنجيره کوتاهی از DNA ميکروب مورد نظر که خطرناک تلقی می شود می باشد.
اين ژتون شيشه ای در ميان دو قطب مغناطيسی يا Electrodes قرار دارد و هنگامی که
DNA ميکروب بيماريزا وارد سيستم می شود ؛ شروع به پيوند خوردن و به اصطلاح
جفتگيری با يک سر زنجيره متمم خود می شود و برای اينکه اين هايبريد شدن دو
زنجيره قابل مشاهده باشد؛ کارشناس فنی يک قطعه از DNA ای را که متمم سر ديگر
زنجيره می باشد را به ذرات طلا متصل کرده و وارد سيستم می کند. هنگامی که اين
قطعه شروع به جفتگيری با انتهای ديگر آن زنجيره می کند ؛ مدار الکتريکی به
جريان در می آيد و زنگی را به صدا در می آورد.
صفحه اصلی
بالای صفحه
ابتدای
اين مطلب
انقلاب بيوتکنولوژی دنيای حيوانات اهلی را تحت الشعاع قرارداد. ابتدا گربه و
سپس ماهی ای توليد می کنند که در تاريکی از خود نور متصاعد کرده و می درخشد.
طبق خبر منتشر شده از خبرگزاری
آسوشيتدپرس، کمپانی امريکايی Allerca که در لس آنجلس
قرار دارد در حال حاضر درحال گرفتن سفارش برای ساخت و توليد گربه های اصلاح شده
می باشد. آقای Simon Brodie رئيس اين کمپانی اعلام کرد:
کمپانی با استفاده از آخرين دستاوردهای علم بيوتکنولوژی گربه های ژنتيکی ای
توليد کرده که حساسيت زا نيست، بلايی که ميليونها نفر به آن دچارند. او
اميدوارست که کار تکميل اين گربه ها را تا سال 2007 ميلادی به پايان برساند.
کمپانی Allerca از هم اکنون برای
اين گربه ها سپرده 350 دلاری دريافت می نمايد. قيمت اين حيوانات در آمريکا
3.500 و در ژاپن 10.000 دلار می باشد. اين کمپانی اميدوارست سالانه 200.000 عدد
از اين گربه های ژنتيکی بفروشد. اين کمپانی همينطور طرحهايی برای ايجاد گربه
های ديگری که عقيم بوده و در نتيجه از توليد مثل آنها جلوگيری شود را آنهم با
زايش طبيعی دارد.
صفحه اصلی
بالای صفحه
ابتدای اين مطلب
پژوهشگران سلولهای Sperm nursery (سلول بيضه) موشها
را در آزمايشگاه پروراندند و آنگاه آنها را در موش پدر استفاده کردند.
بنا بر گزارش رويترز آنها با اين
عمل راه ساده تری را برای به دست آوردن ژن دست ساز در حيوانات کشف کردند که
انتظار می رود اين متد در انسانی که سلولهای Sperm nursery
آن نابالغ است برای بالغ کردن اسپرم ها استفاده شود. آقايان Ralph
Brinster ، Hiroshi Kubota و
همکارانشان در دانشگاه Pennsylvania در فيلادلفيا که
سلولهای اسپرم موش را در آزمايشگاه پرورش دادند اين پيشرفت را دری برای تحقيقات
شگفت آور اينده برای معالجه جديدی در ناباروری جنس مذکر برای
بقا نسل ها می دانند.
صفحه اصلی
بالای صفحه
ابتدای
اين مطلب
دانشمندان آزمايشگاه
ژنتيک
ملکولی بيماری های چشم دانشکده پزشکی دانشگاه کنتيکت
آمريکا موفق به کشف نوعی ژن بيماری "گلوکوما" يا آب سياه شده اند که به نوشته
مجله "ساينس" چاپ آمريکا گام مهمی در تشخيص و در نهايت درمان اين بيماری به
شمار می رود.
آب
سياه، پس از آب مرواريد، شايع ترين بيماری چشم در جهان، به ويژه در ميان
سالخوردگان، است. برآورد می شود که 66 ميليون نفر در سراسر جهان مبتلا به آب
سياه هستند که دست کم 6 ميليون تن از آنان بينايی کامل هر دو چشم خود را از دست
خواهند داد.
کشف اخير در دانشگاه کنتيکت تنها ژن کشف شده بيماری آب سياه نيست اما ژن
معمولترين نوع اين بيماری در ميان بزرگسالان است. در گذشته ژن های دو نوع ديگر
آب سياه کشف شده بود.
دکتر "منصور سرفرازی"، استاد ژنتيک انسانی و مدير علمی مرکز تحقيقات پزشکی
دانشگاه کنتيکت که کشف جديد حاصل تلاش های او و همکارانش است در گفتگويی با بی
بی سی اظهار اميدواری کرد که کشف اين ژن سرانجام به پيشگيری از بيماری آب سياه
منجر شود. دکتر سرفرازی اضافه کرد که او و همکارانش به تلاش در اين زمينه ادامه
خواهند داد.
"طيبه رضايی" مسوول اين پروژه که در واقع پايان نامه دوره دکترای او محسوب می
شود نيز به بی بی سی گفت که کشف او در کوتاه مدت باعث درمان بيماری آب سياه
نيست، اما عامل موثری در تشخيص آن خواهد بود.
در حال حاضر تشخيص اين نوع آب سياه آسان نيست زيرا برخلاف ديگر انواع آن، باعث
افزايش فشار چشم نمی شود و تنها زمانی چشم پزشکان قادر به تشخيص آن می شوند که
بيماری کاملا پيشرفته شده است و بيمار در آستانه نابينايی کامل قرار دارد.
به نوشته مجله ساينس شک نيست که فعاليت های دکتر منصور سرفرازی، طيبه رضايی و
ساير دانشوران آزمايشگاه ملکولی ژنتيک بيماری های چشم دانشکده پزشکی دانشگاه
کنتيکت کمک بزرگی برای آن دسته از پژوهشگرانی است که بر روی بيماری های چشم به
ويژه آب سياه تحقيق می کنند و به طور قطع، پيشبرد کار آنان در خدمت به علم
پزشکی را آسانتر خواهد کرد

دکتر منصور سرفرازی و طيبه رضايی اميدوارند کشف ژن آب سياه، به پيشگيری
از اين بيماری منجر شود
صفحه اصلی
بالای صفحه
ابتدای اين مطلب
تحقيقات تازه نشان داده است که
مصرف قرص های مکمل روغن ماهی می تواند کيفيت زندگی برخی از بيماران سرطانی را
به طور چشمگيری بهبود بخشد.
پژوهشگران
بريتانيايی می گويند که روغن ماهی ممکن است بتواند از کاهش شديد آب و وزن بدن
(cachexia)، که در برخی از انواع سرطان های پيشرفته رخ می دهد، جلوگيری
کند.کاهش آب و وزن بدن به دليل تاثير منفی که بر سوخت و ساز وهمچنين اشتها می
گذارد، باعث بيماری های مضاعف در بدن بيمار سرطانی و سرعت مرگ او می شود.
محققان در
مقاله ای، که در نشريه "گات" (Gut) به چاپ رسانده اند، می گويند قرص مکمل روغن
ماهی ممکن است بتواند روند کاهش وزن را متوقف کند.پروفسور
کوين فيرون و همکارانش در بيمارستان سلطنتی ادينبورگ، 200 بيمار مبتلا به سرطان
لوزالمعده را، که بيش از ساير بيماران از کاهش وزن و آب بدن متاثر بودند، مورد
مطالعه قرار دادند.بيماران به دو گروه تقسيم شدند.
از 105 نفر
از آنها خواسته شد يک محلول غذايی مکمل، حاوی مقادير زيادی از پروتئين و کالری
بنوشند.
در حالی که
95 بيمار گروه دوم همان رژيم غذايی را دنبال می کردند اما به آنها اسيد های چرب
ضروری اومگا 3 و ويتامين های ای و سی هم داده شد.
اسيدهای
چرب اومگا 3 در ماهی های روغنی مانند ماهی آزاد و شاه ماهی يافت می شود.
به هر دو
گروه از بيماران گفته شد برای هشت هفته هر روز دو ليوان از اين مايع را بنوشند.
در مورد
گروه دوم اين وعده روزانه شامل 2.2 گرم اومگا 3 بود.
پيش از
آغاز تحقيقات، بيماران به طور متوسط 17 درصد از وزن بدن خود را از دست داده
بودند و وزن آنها هر ماه سه کيلوگرم کاهش می يافت.
در پايان
اين تحقيقات، روند کاهش وزن در کليه بيماران متوقف شده بود.اين در حالی بوده
است که همه بيماران طبق قراری که با آنها گذاشته شده بود دو ليوان مکمل غذايی
را در روز مصرف نکرده بودند، بلکه به طور متوسط 1.5 ليوان از اين مکمل مصرف
کرده بودند.
تحليل های
بيشتر نشان داد بيمارانی که وعده روزانه را تقريبا به طور کامل نوشيده بودند
بيش از ديگران وزن اضافه کردند.با اين حال اين مساله تنها در مورد بيمارانی
صادق بود که وعده روزانه آنها شامل اسيدهای چرب اومگا 3 می شد.درحالی که طول
عمر اين بيماران بيش از افراد گروه اول نبود اما کيفيت زندگی آنها بهتر شد.
دانشمندان
اذعان کردند که به مطالعات مفصل تری در اين زمينه نياز است اما افزودند که
يافته ها حاکی از آن است که در بيماران سرطانی از روغن ماهی می توان برای
معالجه کاهش آب و وزن بدن استفاده کرد.
صفحه اصلی
بالای صفحه
ابتدای اين مطلب
محققان
نگرانند که استفاده زياد از کامپيوتر می تواند به بيماری 'گلاکوما' (آب
سياه) به خصوص در ميان کسانی که نزديک بين هستند منجر
شود.
هرچند
شايد اين خبر به ژنتيک مرتبط نباشد اما از آنجا که برخی از شما دوستان
مثل
خود من اصلا" مواظب سلامتی چشمانتان نيستيد و ساعت ها به مونيتور
کامپيوترتان خيره می شويد لازم ديدم آنرا در سايت منتشر کنم.
بيماری
گلاکوما ناشی از افزايش فشار مايع داخل چشم است که باعث فشردگی عصب ها در پشت
چشم می شود و در صورتی که معالجه نشود باعث کوری می شود.اين يافته ها، که در
نشريه "اپيدمی شناسی و بهداشت اجتماعی" منتشر شده است بر مطالعاتی که به روی 10
هزار کارمند ژاپنی انجام شد استوار است.نويسندگان اين مقاله
علمی و کارشناسان، انجام تحقيقات بيشتری در اين زمينه را توصيه می کنند، به
خصوص از اين جهت که تصور می شود افراد نزديک بين عموما بيشتر در معرض خطر ابتلا
به گلاکوما هستند.
فشار چشم
دکتر
ماسايوکی تاتميچی، از دانشکده پزشکی دانشگاه توکيو و همکارانش چشم کارمندان
چهار شرکت مختلف ژاپنی را که هر يک 5000 کارمند داشت معاينه کردند.از کارمندان
خواسته شد پرسشنامه هايی را درباره ميزان استفاده از کامپيوتر، چه در خانه و چه
محل کار، و همچنين هرگونه سابقه ای در زمينه بيماری های چشم را پر کنند.محققان
سپس کارمندان را بسته به ميزان استفاده از کامپيوتر به دسته کاربران سبک، متوسط
و سنگين تقسيم کردند.کاربران به لحاظ ميزان استفاده از کامپيوتر در دراز مدت به
چهار دسته پنج ساله تقسيم شدند که از دسته کمتر از پنج سال تا بيش از 20 سال را
در بر می گرفت. آنها همچنين به لحاظ ميانگين ساعات استفاده از کامپيوتر در
جلسه، که از يک ساعت در روز تا بيش از هشت ساعت در روز را در بر می گرفت، تقسيم
بندی شدند.کسانی که در طبقه کاربران سنگين جا می گرفتند معمولا مرد و جوانتر
بودند.در مجموع، معلوم شد که چشم 522 نفر (1/5 درصد) از کارمندان دچار نقص های
مربوط به ميدان ديد است.احتمال آنکه کارمندانی که در طبقه کاربران سنگين قرار
داشتند از دوربينی يا نزديک بينی رنج ببرند بيشتر از سايرين بود.در حدود يک سوم
(165 نفر) از اين گروه از کارمندان به داشتن گلاکوما مظنون بودند.تحليل های
بيشتر نشان داد که ظاهرا استفاده زياد از کامپيوتر به ظهور علائم گلاکوما و
نزديک بينی مرتبط است.پژوهشگران علت اين مساله را نمی دانند، اما معتقدند که
ممکن است ناشی از اين باشد که افراد نزديک بين بيشتر در معرض خطر فشار چشمی
ناشی از استفاده از کامپيوتر هستند.
گلاکوما
مهم ترين عامل کوری برگشت ناپذير در سراسر جهان است و تنها در بريتانيا
بيش از 500 هزار نفر از آن رنج می برند.محققان که نگران استفاده گسترده از
کامپيوتر در جهان هستند در مقاله خود نوشتند: "بنابراين مهم است در دهه آينده،
کارشناسان بهداشت عمومی، توجه بيشتری به نزديک بينی و نقص های ميدان ديد در اثر
استفاده از سنگين از کامپيوتر نشان دهند."
مطالعات بيشتر
با اين حال
آنها گفتند از آنجا که مطالعه آنها عمدتا شامل مردان بود و ميزان نزديک بينی يا
دوربينی افراد در آن رسما اندازه گيری نشده است، بايد مطالعات بيشتری در اين
زمينه انجام شود.نيک استبری، رئيس کالج سلطنتی چشم شناسی، اشاره کرد که نزديک
بينی به هر حال در ميان جمعيت ژاپن بسيار شايع است و اين ضعف از عوامل گلاکوما
به حساب می آيد.وی گفت: "من شک دارم که خيره شدن به کامپيوتر تفاوتی ايجاد
کند."با اين حال ديويد رايت، مدير انجمن بين المللی گلاکوما گفت: "ممکن است
استفاده زياد از کامپيوتر با خطراتی همراه باشد."وی اين دسته از کاربران را
تشويق کرد برای تشخيص نخستين نشانه های ابتلا به گلاکوما، منظما برای معاينه
چشم به پزشک مراجعه کنند زيرا معالجه آن در اين مرحله موثرتر است.
صفحه اصلی
بالای صفحه
ابتدای اين مطلب
برنامه
سازمان ملل برای مبارزه با ايدز و سازمان بهداشت جهانی برای آن دسته از کودکان
کشورهای در حال توسعه که آلوده به ويروس ايدز هستند، روش درمانی تازه ای
پيشنهاد کرده اند.
بر اساس
تحقيقات جديدی که در نشريه پزشکی لانست، چاپ بريتانيا، منتشر شده داروی
کوتريموکسازول می تواند مرگ و مير کودکان آلوده به ويروس "اچ آی وی" را به
ميزان قابل توجهی کاهش دهد. کوتريموکسازول از آنتی بيوتيک های رايج است که
هزينه آن برای هر بيمار در روز کمتر از ده سنت می شود.
پزشکان بريتانيايی اين دارو را بر روی پانصد کودک زامبيايی،
واقع در آفريقا، آزمايش کردند تا ببينند آيا می تواند مانع از عفونت هايی همچون
ذات الريه و سل شود يا نه. اين بيماری ها معمولا زمانی که سيستم دفاعی بدن
کودکان آلوده به ويروس اچ آی وی ضعيف می شود، در آنها بروز می کند. اين پزشکان
به اين نتيجه رسيدند که مصرف کوتريماکسوزول، نرخ مرگ را در اين کودکان حدودا به
نصف رسانده است. يکی از سخنگويان بخش مبارزه با ايدز سازمان بهداشت جهانی گفته
است تمامی کودکان آلوده به ويروس اچ آی وی بايد اين دارو را مصرف کنند.
روزانه،
1300 کودک در جهان در اثر آلودگی به ويروس اچ آی وی يا ابتلا به بيماری های
مرتبط با ايدز می ميرند.
صفحه اصلی
بالای صفحه
ابتدای
اين مطلب
سازمان ملل متحد از تصويب طرح
مورد حمايت آمريکا به منظور ممنوعيت کليه انواع همانندسازی ژنتيکی جنين انسان،
از جمله به منظور تحقيقات سلول
پايه خودداری کرده است.
يکی از
کميته های مجمع عمومی سازمان ملل همچنين پيشنهاد ديگری برای ممنوعيت نسبی
همانندسازی ژنتيکی (کلونينگ) جنين را رد کرد و در عوض تصميم گرفت يک اعلاميه
غيرالزام آور مورد حمايت ايتاليا را که در ماه فوريه موضوع گفتگوهای تازه خواهد
بود تاييد کند.اين اعلاميه کشورهای عضو سازمان ملل را ترغيب می کند هرگونه تلاش
برای توليد مثل انسان از طريق فرآيند همانندسازی ژنتيکی و همچنين هرگونه پژوهشی
برای تحقق اين هدف را ممنوع کنند.ادم ارلی، از سخنگويان
وزارت خارجه آمريکا گفت که آمريکا خوشحال است که سازمان ملل همانندسازی ژنتيکی
جنين انسان را تاييد نکرده است و افزود واشنگتن به مبارزه برای ممنوعيت کامل آن
ادامه خواهد داد.
در مقابل،
کسانی که از همانندسازی ژنتيکی جنين حمايت می کنند از تصميم سازمان ملل استقبال
کرده اند.دانشمندان می گويند که تحقيقات مربوط به سلول پايه نويدبخش يافتن
درمان قطعی انواع بيماری های مزمن مانند آلزايمر، سرطان، ديابت و قطع نخاع است.
سلول های پايه از جنين انسان استخراج می شود به همين دليل برخی از همانندسازی
جنين برای اين مقصود حمايت می کنند.
آمريکا
نفوذ خود را برای حمايت از طرح پيشنهادی کوستاريکا داير بر ممنوعيت کليه انواع
همانندسازی جنين چه برای مقاصد توليد مثل و چه تحقيقات پزشکی به کار گرفته بود.
قطعنامه پيشنهادی کوستاريکا مورد حمايت 60 کشور ديگر نيز بود. قطعنامه ديگری از
سوی بلژيک پيشنهاد شده بود که هدف آن باز کردن راه برای انجام همانندسازی
ژنتيکی جنين به منظور استخراج سلول های پايه بود.قطعنامه پيشنهادی بلژيک به هر
کشور اجازه می داد راسا در مورد ممنوعيت يا آزاد گذاشتن همانندسازی ژنتيکی جنين
برای مقاصد درمانی تصميم بگيرد، اما از ممنوعيت همانندسازی ژنتيکی جنين برای
توليد مثل حمايت می کرد.
اعضای
سازمان ملل ضمن خودداری از تصويب اين دو قطعنامه تصميم گرفتند در ماه فوريه
عبارت بندی اعلاميه مورد حمايت ايتاليا را به بحث بگذارند.
صفحه اصلی
بالای صفحه
ابتدای اين مطلب
دانشمندان
بقايای يک پستاندار اوليه را کشف کرده اند که نه تنها ممکن است جد انسان، بلکه
همچنين جد ميمون های بزرگ از جمله شامپانزه ها و گوريل ها نيز بوده باشد.

ااسکلت
ناقص اين "حلقه گم شده" 13 ميليون ساله توسط باستان شناسانی که سرگرم حفاری در
يک محوطه باستانی در نزديکی بارسلون بودند کشف شد.
جزئيات اين
اکتشاف هيجان آور در مجله "ساينس" منتشر شده است.
محققان می گويند که اين موجود احتمالا نر، ميوه خوار و اندکی
کوچکتر از شامپانزه بوده است.
باستان
شناسان تازه حفاری را آغاز کرده بودند که دندان اين موجود از زير زمين ظاهر شد.
ادامه
جستجوها به کشف يکی از کامل ترين اسکلت های موجود از ميمون های دوره مايوسين
(از 22 تا 5/5 ميليون سال قبل) منجر شد.
سالوادور
مويا-سولا از موسسه باستان شناسی ميگوئل کروسافانت در بارسلون و همکارانش پس از
کشف دندان، بخش هايی از جمجمه، قفسه سينه، ستون فقرات، دست ها، پاها و ساير
استخوان های آن را کشف کردند.
آنها اين
موجود را به خانواده و گونه کاملا جديدی که "پيرولاپيتکوس کاتالايونيکوس"
(Pierolapithecus catalaunicus) نامگذاری شده است نسبت داده اند.
آخرين
جد مشترک؟
براساس
شواهد ژنتيکی و ساير شواهد تصور می شود که ميمون های بزرگ (Apes که از جمله
شامل گوريل ها، شامپانزه ها و اورانگوتان ها هستند) 16 تا 11 ميليون سال قبل از
گروه ديگری از پستانداران عالی موسوم به ميمون های پست تر (شامل گيبون و
سيامانگ) جدا شده باشند.
بنابراين
جالب است که موجودی مانند پيرولاپيتکوس درست در همين فاصله ظاهر می شود.
دانشمندان
تصور می کنند اين موجود پس آغاز تکامل ميمون های پست تر در مسيری جداگانه و پيش
از ايجاد تنوع در ميان ميمون های بزرگ و پيدايش اورانگوتان ها، گوريل ها،
شامپانزه ها و البته انسان ها، زندگی می کرده است.
پروفسور
مويا-سولا گفت: "پيرولاپيتکوس احتمالا آخرين جد مشترک ميمون های بزرگ و انسان
هاست يا کاملا به آن نزديک است."
محققان می
گويند در قفسه سينه، بخش تحتانی ستون فقرات و مچ اين موجود نويافته، علائمی از
توانايی های خاص بالارفتن از درخت که آن را به ميمون های بزرگ امروزی مرتبط می
کند ديده می شود.
حالت عمودی
اندام اين حيوان و ميمون های بزرگ امروزی ظاهرا حاصل سازگاری برای صعود عمودی و
آويزان شدن از شاخه ها است.
فسيل های
به جا مانده از ميمون های عصر مايوسين کمياب و ناقص است؛ بنابراين يافتن چنين
فسيل کاملی از اين دوره زمانی بی سابقه است.
ديويد
بيگان، استاد باستان شناسی در دانشگاه تورنتو، کانادا، در گفتگو با بی بی سی
ضمن چشمگير خواندن اين اکتشاف گفت: "فکر می کنم نويسندگان مقاله ساينس درست حدس
می زنند که اين موجود احتمالا شکاف ميان نخستين ميمون هايی که وارد اروپا شدند
و ميمون هايی که فسيل هايشان به انواع امروزی شبيه است را پر می کند."

اين فسيل 'حلقه گم شده'
توصيف شده است
يويد
بيگان، استاد باستان شناسی در دانشگاه تورنتو، کانادا، در گفتگو با بی بی سی
ضمن چشمگير خواندن اين اکتشاف گفت: "فکر می کنم نويسندگان مقاله ساينس درست حدس
می زنند که اين موجود احتمالا شکاف ميان نخستين ميمون هايی که وارد اروپا شدند
و ميمون هايی که فسيل هايشان به انواع امروزی شبيه است را پر می کند."
کره
ميمون ها
ساير
دانشمندانی که روی فسيل ميمون ها کار می کنند از اين اکتشاف به وجد آمده اند.
اما نتيجه گيری های پژوهشگران اسپانيايی همه آنها را قانع نکرده است.
پروفسور
بيگان بعيد می داند که پيرولاپيتکوس جد اورانگوتان ها بوده باشد.
وی توضيح
داد: "من فسيل های اصلی را نديده ام. اما به خصوص چهار يا پنج مشخصه مهم در
چهره وجود دارد که به نظر می رسد به ميمون های آفريقايی شباهت داشته باشد."
"به نظر من
اين احتمال وجود دارد که اين موجود در مسير تکامل به سوی ميمون های آفريقايی و
انسان بوده باشد."
پروفسور
ديويد پيلبيم، مدير موزه پيبادی در شهر کمبريج در آمريکا نسبت به رابطه
پيرولاپيتکوس به ميمون های بزرگ امروزی حتی ترديد بيشتری دارد.
وی گفت:
"به نظر من مرتبط دانستن اين موجود به هر يک از ميمون های امروزی تنها به کمک
قوه تخيل ممکن است. بعيد می دانم که بستگان ميمون هايی که امروز در مناطق
استوايی آفريقا يا آسيا زندگی می کنند را در اروپا بتوان يافت."
زمين در
دوران مايوسين را به واقع می توان کره ميمون ها لقب داد.
در آن مقطع
از تاريخ زمين تا 100 گونه مختلف از ميمون ها در جهان کهن، از فرانسه گرفته تا
چين و از کنيا گرفته تا ناميبيا جولان می دادند.

اين حيوان نمی توانست شباهت ظاهری زيادی به ميمون
های امروزی داشته باشد
صفحه اصلی
بالای صفحه
ابتدای اين مطلب
محققان دريافته اند که يک پروتئين موجود در بافت های طبيعی بدن می
تواند از رشد تومورهای سرطانی جلوگيری کند.
يک تومور يا غده سرطانی تنها در صورتی رشد می کند که
منابع تامين خون مورد نياز آن نيز رشد کند تا مواد اساسی لازم به تومور
برسد.
پروتئينی که توسط پژوهشگران دانشگاه بريستول در
بريتانيا کشف شده است، ظاهرا رشد رگ های خونی را وقتی که حجم آنها از
اندازه مشخصی تجاوز کند مسدود می کند.
محققان اميدوارند مطالعه آنها، که نتايج آن در نشريه
"تحقيقات سرطان" چاپ شده است، به معالجات تازه برای سرطان منجر شود.
اين پروتئين يکی از اعضای گروهی موسوم به "وی ای جی
اف" (vascular endolthelial growth factor) است.
اکثر انواع اين نوع پروتئين به رشد رگ های خونی، از
جمله رگ هايی که با رشد تومور شکل می گيرد، کمک می کنند.
کثر انواع اين نوع پروتئين به رشد رگ های خونی، از
جمله رگ هايی که با رشد تومور شکل می گيرد، کمک می کنند.
با اين حال تيم پژوهشگران دانشگاه بريستول نوعی از
اين پروتئين به نام "وی ای جی اف 165 بی" را شناسايی کرده است که ظاهرا
تاثيری معکوس دارد و جلوی رشد رگ های تازه خونی را که برای رشد تومورها و
بزرگتر شدن آنها از يک حد معين لازم است، می گيرد.
پژوهشگران همچنين متوجه شدند که اين پروتئين عموما در
بسياری از اجزای بدن يافت می شود.
آنها اميدوارند در نهايت با استفاده از اين پروتئين و
محروم کردن تومورها از مواد غذايی لازم، از رشد آنها جلوگيری کنند.
تيم محققان دانشگاه بريستول معتقد است که اين واقعيت
که اين پروتئين به طور طبيعی در بدن توليد می شود می تواند آن را در مقايسه
با داروهای ضدسرطان به شيوه موثرتری برای معالجه سرطان بدل کند.
بسياری از آخرين شيوه های درمانی بر محروم کردن تومور
از مواد غذايی لازم استوار است. اين کار با حمله به راه های تامين خون
تومور و نه سلول های سرطانی انجام می شود.
سلول های سرطانی برای رشد خود به جريان خون نياز دارند
صفحه اصلی
بالای صفحه
ابتدای اين مطلب
دانشمندان می گويند رمز
تمامی کدهای ژنتيکی مرغ را شکسته و به اين ترتيب نقشه ژن های آن موسوم به
ژنوم را تهيه کرده اند. به گفته آنها اين دستاورد نه تنها به پرورش مرغ
های لذيذتر که تخم های بزرگتر می گذارند کمک می کند، بلکه همچنين درک
بهتری از نحوه انتقال آنفلوآنزای مرغی به انسان فراهم خواهد کرد.
اين گروه بين المللی از دانشمندان
نقشه کدهای ژنتيکی يک مرغ وحشی به نام "گالوس گالوس" را که در جنگل های
آسيای جنوب شرقی زيست می کند تهيه کرده است.
انسان و مرغ هر دو از يک جد مشترک
چند صد ميليون ساله سرچشمه گرفته اند.
دانشمندان دريافتند که انسان و مرغ هنوز بخشی از اطلاعات
ژنتيکی 310 ميليون سال قبل، يعنی زمانی که راه تکامل آنها از هم جدا شد، را
حفظ کرده اند.
در حدود 60 درصد ژن های فعال مرغ
دارای معادلی انسانی هستند. اين شباهت ها می تواند به آشکار شدن مسير
انتقال ويروس آنفلوآنزای مرغی از مرغ به انسان کمک کند.
ايوان برنی از "موسسه بايوانفورماتيک
اروپايی" و يکی از محققانی که کد ژن های مرغ را شکسته اند می گويد: "اين
تحقيقات مجموعه ای باورنکردنی از ابزارها را برای مطالعه تفاوت های ژنتيکی
اين پرندگان در اختيار بشر می گذارد."
وی افزود: "ما می دانيم که تفاوت های
زيادی ميان انواع مختلف مرغ و انواع مختلف پرندگان و همچنين راه های مختلفی
که اين دو، بيماری را منتقل می کنند وجود دارد. اما نمی دانيم کدام ژن ها
واقعا در کمک به پيشگيری از انتقال مثلا ويروس آنفلوآنزا نقش دارند."
"اما با کمک ژنوم (نقشه کدهای
ژنتيکی) و ابزارهای ژنتيکی که ژنوم در اختيار ما می گذارد در موقعيت بسيار
بهتری برای انجام اينگونه تحقيقات قرار می گيريم."
همه مرغ ها در برابر ويروس
آنفلوآنزای مرغی آسيب پذير نيستند و اميد می رود که با شناسايی ژن هايی که
اين مرغ ها را مصون می سازند بتوان مرغ هايی پرورش داد که در مقابل اين
ويروس مقاوم هستند.
تهيه نقشه ژن های مرغ می تواند به جلوگيری از انتقال آنفلوآنزای
مرغی به انسان کمک کند
صفحه اصلی
بالای صفحه
ابتدای اين مطلب
جويندگان فسيل در جزيره کوچک وايت استخوان های
بزرگترين دايناسوری را که تاکنون در بريتانيا کشف شده است از دل خاک
بيرون کشيده اند.
اين فسيل متعلق به يک دايناسور نوع
ساروپاد 130-125 ميليون ساله است. اين قطعه فسيل، که تنها يک مهره گردن اين
موجود است، 75 سانتيمتر طول دارد.
تيمی از محققان بريتانيايی و
آمريکايی براساس اين يافته نتيجه گيری کرده اند که طول اين خزنده عظيم
الجثه احتمالا بيش از 20 متر و وزن آن 40 تا 50 تن بوده است.
جزئيات اين يافته در نشريه علمی "تحقيقات کريتيشس"
(Cretaceous Research) منتشر شده است.
دارن نايش از دانشگاه پورتسمات در
گفتگو با بی بی سی اين موجود را فوق العاده عظيم توصيف کرد.
اين مهره گردن به موجودی 20 متری تعلق داشت
ساروپادهای درازگردن، بزرگترين و
سنگينترين دايناسورهايی بودند که بر کره زمين گام زده اند.
اين فسيل ابتدا در سال 1992 کشف شد.
آقای نايش در سال 2000 به اهميت آن پی برد و تصميم گرفت آن را برای يک
نشريه علمی تشريح کند.
آقای نايش گفت: "اين استخوان منبعی
غنی از اطلاعات درباره اين موجود است که به ما اجازه داد با اطمينان بگوييم
به کدام دسته از ساروپادها تعلق داشته است. اين موضوع و اندازه فوق العاده
بزرگ آن باعث شد نگاه دقيق تری به آن بياندازم."
اين قطعه استخوان مسلما يکی از
بزرگترين استخوان هايی است که در اروپا کشف می شود. اما آقای نايش گفت فسيل
های ديگری از ساروپادها در اسپانيا و پرتغال کشف شده است که حتی بزرگتر از
اين است.
در ماه فوريه سال جاری، محققان در
شرق اسپانيا از کشف استخوان های فسيل شده آنچه زمانی يک موجود 35 متری به
وزن 50 تن بوده است بود خبر دادند.
عموما گفته می شود که بزرگترين و
سنگينترين دايناسور شناخته شده جهان يک موجود 37 متری به وزن 80 تا 100 تن
به نام آرجانتيناسوروس (Argentinasaurus) در آمريکای جنوبی بوده است.
با اين حال در سال 1877 مهره فسيل شده ای به طول 4/2
متر از موجودی موسوم به امفيکولياس فراگيليموس (Amphicoelias fragillimus)
در آمريکای شمالی کشف شد.
به گفته ادوارد درينکر کوپ، کاشف آن فسيل، اين مهره
احتمالا به موجودی 52 متری تعلق داشته است.
اما آن فسيل طی اين مدت ناپديد شده است که تصديق صحت
اندازه آن را دشوار می سازد.
ساروپادها بزرگترين و سنگين ترين موجوداتی
بودند که بر کره خاکی گام زده اند
صفحه اصلی
بالای صفحه
ابتدای اين مطلب
آنتونيو مورا و فيليس لی،
دو تن از پژوهشگران دانشگاه کمبريج انگلستان، در نشريه علمی ساينس (دانش)
گزارشی از پژوهشهای خود چاپ کرده اند که نشان می دهد گونه ای از ميمونها
که در جنگلهای خشک کاتينگا در شمال شرق برزيل زندگی می کنند و به "ميمون
راهب" (کاپوچين) معروفند در کندن زمين برای جستجوی غذا، شکستن دانه ها و
سوراخ کردن شاخه های توخالی درختان از سنگ استفاده می کنند.
آنتونيو مورا در گزارش پژوهش خود روی ميمونهای
راهب نوشته که از اکتبر سال 2000 تا مارس 2002 اين ميمونها را تحت
نظر گرفته و 154 استفاده آنها از سنگ به عنوان ابزار را شاهد بوده
است
استفاده ميمونهای راهب از سنگ به
عنوان ابزار پيشتر نيز مشاهده شده بود اما اين پژوهش نشان می دهد که اين
ميمونها به صورت عادتی دائم از چنين ابزاری استفاده می کنند، نه به صورت
اتفاقی.
هرچند، مردمشناسان دانشگاه کمبريج
اين نظريه را نيز مطرح کرده اند که استفاده ميمونها از سنگ به عنوان ابزار
ممکن است تنها در شرايط اقليمی ويژه، همچون فصلهای خشک طولانی صورت بگيرد
که غذا کميابتر می شود.
آنتونيو مورا در گزارش پژوهش خود روی ميمونهای راهب
نوشته که از اکتبر سال 2000 تا مارس 2002 اين ميمونها را تحت نظر گرفته و
154 استفاده آنها از سنگ به عنوان ابزار را شاهد بوده است.
کاربرد سنگ به عنوان ابزار پيشتر در
ميمونهای بزرگ همچون شامپانزه ها ديده شده بود و دانشمندان همواره در پی
اين بوده اند که ارتباطی ميان استفاده نياکان بشر از سنگ و آنچه اين
ميمونها انجام می دهند بيابند.
شامپانزه ها می توانند نحوه تراشيدن
سنگ و تيز کردن لبه آن را برای استفاده بهتر از آن بياموزند اما قادر به
درک اينکه چگونه اين کار را از راه صحيح انجام دهند نيستند در حالی که به
نظر دانشمندان، انسانهای اوليه به صورت طبيعی توانايی درک روش صحيح تراش
سنگ را داشته اند.
صفحه اصلی
بالای صفحه
ابتدای اين مطلب
پژوهشگران بخشی از دی ان ای
- کد ژنتيکی - موجودی را بازسازی کرده اند که ميليونها سال پيش منقرض شده
اما ممکن است بين ساختمان ژنتيکی اجداد تمامی پستانداران امروزی از جمله
انسان مشترک باشد.
اين تحقيقات به سرپرستی ديويد هوسلر،
پژوهشگر موسسه تحقيقات پزشکی هوارد هيوز وابسته به دانشگاه کاليفرنيا، صورت
گرفته و به موجودی تعلق دارد که ظاهرا با يک پستاندار امروزی موسوم به موش
شرو، جانوری حشره خوار با عادت شکار شبانه، شباهت هايی داشته است.
نتيجه تحقيقات اخير می تواند به شناخت نحوه تشکيل و فعاليت سلولهای
انسان کمک کند
جانور منقرض شده حدود 75 ميليون سال
قبل و در کنار دايناسورها می زيسته است.
پژوهشگران برای بازسازی دی ان ای اين
جانور از پردازش کامپيوتری استفاده کرده و با مقايسه آن با پستانداران
امروزی کوشيده اند الگويی از رشته دی ان ای مشترک بين آنها را بازسازی
کنند.
به گفته تيم پژوهشی، روش به کار رفته
در اين تحقيقات بی شباهت به شناسايی مشخصات اتومبيل های ابتدايی از طريق
مشاهده اتومبيل های مورد استفاده در حال حاضر نيست.
گرچه بين خودروهای امروزی و مدل های
اوليه اتومبيل تفاوت های اساسی وجود دارد، اما با مشاهده اتومبيل های جديد
می توان دريافت که تمامی خودروها از ابتدا دارای خصوصيات مشترکی مانند شيشه
جلو، فرمان، موتور و نظاير آن بوده اند که هنوز هم به کار می رود.
کشف تکامل ژنتيکی
به اين ترتيب، پژوهشگران نقشه ژنتيکی
موجودات امروزی را در کنار هم قرار دادند و توانستند بخشی از تحولات ژن های
مشترک در طول زمان را کشف کنند.
اين تحقيقات به زمينه عملی جديدی به
نام ژنوم مقايسه ای تعلق دارد که می کوشد با مقايسه ژن های انسان و ساير
جانوران، چگونگی ساخت و تشکيل سلول های بدن انسان را تشخيص دهد.
به گفته دکتر هوسلر، در بررسی ساخت
ژنتيکی انسان با ژن هايی مواجه می شويم که در ساير جانوران، مثلا موش ها و
ميمون ها، ديده نمی شود و اين تفاوت ژنتيکی عامل تفاوتی است که بين انسان و
ساير جانوران وجود دارد.
به اين ترتيب، با مقايسه رشته های دی
ان ا موجودات امروزی و جانوران منقرض شده می توان دريافت که آيا در طول
زمان ژن های خاص انسان نسبت به ساير جانوران تکامل يافته يا برعکس، جانوران
ديگر برخی از ژن های مشترک با انسان را از دست داده اند.
در پاسخ به اين سوال که آيا با کشف دی ان ا موجودات
منقرض شده می توان به بازسازی اين جانوران پرداخت، پژوهشگران گفته اند که
لااقل در حال حاضر چنين امری ممکن نيست.
حتی نقشه برداری از 98 درصد از ژن های يک جانور دقت
کافی برای بازسازی کامل آن را ندارد.
نتيجه تحقيقات اخير در مجله علمی Genome Research
منتشر شده است.
با مقايسه رشته های دی ان ا موجودات امروزی و
جانوران منقرض شده می توان دريافت که آيا در طول زمان ژن های خاص
انسان نسبت به ساير جانوران تکامل يافته يا برعکس، جانوران ديگر برخی
از ژن های مشترک با انسان را از دست داده اند
جانور منقرض شده به موش شرو بی شباهت نبوده است
صفحه اصلی
بالای صفحه
ابتدای اين مطلب
دويدن از جمله باعث بلند شدن پاها شده است
دانشمندان می گويند دويدن در مسافت های طولانی
احتمالا از عوامل شتاب دهنده به روند تکامل اندام انسان امروزی بوده است.
محققان آمريکايی می گويند که انسان
دوی مقاومت را در حدود دو ميليون سال قبل در جستجوی شکار آغاز کرد که بر
نحوه شکل گرفتن اندام او اثر گذاشته است.
مطالعه تازه که در نشريه "نيچر"
منتشر شده است می گويد که شکل گرفتن باسن های بزرگ، توازن سر و پاهای بلند
در جريان روند تکامل، به انسان در جمع آوری آذوقه کمک کرده است.
پروفسور دنيس برامبل، از دانشگاه يوتا و پروفسور دانيل
ليبرمن از دانشگاه هاروارد در مقاله خود نوشتند که انسان های اوليه احتمالا
مجبور به دويدن در فواصل طولانی برای تعقيب شکار يا جمع آوری لاشه حيوانات
در دشت های آفريقا بوده اند.
اين دانشمندان می گويند انسان بدون
دويدن و تکامل ناشی از آن، همچنان دارای پاهای کوتاه، سر کوچکتر و حالت
خميده می بود.
درحالی که انسان ها در مقايسه با
بسياری از حيوانات دونده های سريعی نيستند، اما در مسافت های طولانی دونده
های خوبی به حساب می آيند.
اين دو دانشمند پس از مطالعه 26
مشخصه بدن انسان که برای دوی مقاومت ضروری است، نتيجه گيری کردند که انسان
ها احتمالا به اين دليل از اجداد خود (که مانند ميمون بودند) تکامل يافتند
که می توانستند در فواصل طولانی بدوند.
ساختمان جمجمه برای جلوگيری از داغ
شدن سر، ليگمان ها برای جهش، پاهای بلند برای افزايش طول قدم ها و حرکت
آزاد سر و شانه ها برای کمک به ايجاد توازن از جمله مشخصه های مهم برای دوی
مقاومت است.
دانشمندان گفتند که آن دسته از اجداد
انسان موسوم به استرالوفيتکوس (Australophithecus)، که دونده های خوبی
بودند در فرآيند "انتخاب طبيعی" به حيات خود ادامه دادند درحالی که انواع
پا کوتاه تر آنها منقرض شدند.
پرفسور برامبل گفت: "امروز دوی
مقاومت عمدتا يک نوع ورزش و تفنن به حساب می آيد، اما ريشه های آن احتمالا
به قدمت پيدايش نوع انسان است و شکل اندام انسان تا حدود زيادی زير فشار
نيازهای دويدن شکل گرفت."
صفحه اصلی
بالای صفحه
ابتدای اين مطلب
واکسنی که ممکن است بتواند ديابت 'نوع يک' را
درمان کند به زودی و برای نخستين بار روی داوطلبان امتحان خواهد شد.
"کينگز کالج لندن" و دانشگاه
بريستول، 72 بيمار ديابتی را برای انجام اين آزمايش در بهار آينده استخدام
کرده اند.
اين واکسن روند نابودی سلول های
لوزالمعده که انسولين توليد می کنند را متوقف می کند. انسولين برای تجزيه
شکر در بدن ضروری است.
اگر اين واکسن موفق باشد، دانشمندان با کمک "بنياد
تحقيقات ديابت نوجوانان" در بريتانيا داوطلبان بيشتری برای امتحان کردن آن
استخدام خواهند کرد.
بيماران ديابتی مجبورند هر روز به خود انسولين تزريق کنند
آزمايش های انسانی
ديابت "نوع يک" پيش از رسيدن به سن
40 سالگی به انسان عارض می شود و بيماران مجبورند روزانه به خود هورمون
انسولين تزريق کنند.
بدون اين تزريقات، شکر خون به طرز
مهلکی بالا می رود و باعث مرگ می شود.
دانشمندان از مدت ها قبل در جستجوی
راهی برای معالجه اين بيماری بوده اند.
هرچند علت دقيق ديابت نوع يک معلوم
نيست، اما تصور می شود سيستم دفاعی بدن در آن نقش داشته باشد و به حمله ای
نامتعارف عليه سلول های لوزالمعده دست بزند.
اين دو تيم بريتانيايی معتقدند که
راهی برای جلوگيری از اين پديده، يعنی حمله سيستم دفاعی به سلول های بدن،
يافته اند.
اين واکسن حاوی پروتئينی است که
سيستم دفاعی بدن را تشويق می کند برای دفاع از سلول های لوزالمعده در مقابل
اين حملات، يک سلول محافظت کننده توليد کند.
محققان بريتانيايی پس از دست يافتن
به نتايج موفقيت آميز در موش های آزمايشگاهی، اکنون برای امتحان کردن آن
روی انسان آماده می شوند.
در مرحله نخست ايمنی آن محک خواهد
خورد.
پژوهشگران سپس اميدوارند که بتوانند
به کمک اين واکسن ديابت را در مراحل اوليه پس از ابتلا بخشکانند و در نهايت
پيش از آغاز بيماری از آن جلوگيری کنند. البته اين کار پنج تا 10 سال طول
خواهد کشيد.
دکتر کالين دايان از دانشگاه بريستول
و يکی از هدايت کنندگان اين رشته تحقيقات گفت: "اين واکسن برای کسانی که
بيماری تازه در آنها شناسايی شده است مفيد خواهد بود و ممکن است از نابودی
بيشتر سلول های سازنده انسولين جلوگيری کند."
وی افزود: "سپس، اگر ايمنی آن ثابت
شد، به فکر استفاده از آن در افرادی که به شدت در معرض خطر ابتلا به ديابت
نوع يک هستند خواهيم افتاد."
صفحه اصلی
بالای صفحه
ابتدای اين مطلب
دانشمندان
با استفاده از دی ان ای گربه مرده يک زن آمريکايی، توانستند بچه گربه
ای را با مشخصات گربه مرده شبيه سازی کنند.
اين خانم
آمريکايی که جولی معرفی شده، برای اين عمل شبيه سازی پنجاه هزار دلار
به موسسه ای در کاليفرنيا پرداخت کرده است.
جولی که به علت بيم از خشونت
احتمالی مخالفان شبيه سازی حيوانات نخواسته است نام کاملش فاش شود،
درباره بچه گربه جديدش که نامش" نيکی کوچولو" است و 9 هفته سن دارد گفت
که از لحاظ شکل و رفتار کاملا شبيه به گربه قبلی اش است.
کمپانی شبيه سازی اعلام کرد که در حال حاضر سفارش
شبيه سازی پنج گربه ديگر را در اختيار دارد، اميدوار است بتواند در ماه
مه سال آينده نخستين عمل شبيه سازی سگ را نيز آغاز کند.
اين کمپانی اعلام کرد تا پايان
سال 2005 قصد دارد در مجموع 50 گربه ديگر به اين شيوه توليد کند.
تاکنون کمپانی های شبيه سازی
ديگر دست به شبيه سازی موش، خرگوش، خوک، بز، گاو، گوسفند و اسب زده اند.
منتقدان عمل شبيه سازی حيوانات
خانگی، اين عمل را استفاده بيهوده و بی بهره از فناوری می دانند و
عقيده دارند که حيواناتی که به صورت شبيه سازی توليد می شوند، سلامتی
شان به خطر می افتد و از اين بابت به شدت رنج می برند.
فعالان حمايت از حيوانات نيز
اعلام کرده اند "زمانی که هزاران حيوان ولگرد در خيابانها وجود دارد،
هيچ دليلی برای شبيه سازی حيوانات وجود ندارد."
اين گربه نخستين گربه ای است که به صورت
شبيه سازی توليد شده است.
صفحه اصلی
بالای صفحه
ابتدای اين مطلب
يک
آژانس دولتی در بريتانيا که مقررات مربوط به تحقيقات پزشکی را تعيين می
کند درخواست گروهی از دانشمندان را به منظور توليد جنين شبيه سازی شده
ژنتيکی (کلون) انسان پذيرفته است.
اين گروه از دانشمندان از
دانشگاه نيوکاسل قصد دارند سلول های پايه استخراج شده از جنين را برای
معالجه آزمايشی بيماری ديابت توليد کنند.
جنين انسان پيشتر در سال جاری
توسط گروهی از دانشمندان اهل کره جنوبی برای نخستين بار شبيه سازی
ژنتيکی شده بود.
اين نخستين بار است که در بريتانيا برای خلق يک جنين
شبيه سازی شده مجوز داده می شود و اين تصميم احتمالا به شدت بحث انگيز
خواهد بود.
تيم دانشگاه نيوکاسل در ماه ژوئن
تقاضانامه خود را تسليم موسسه دولتی نظارت بر "بارداری و جنين شناسی"
کرده بود و اکنون تقاضای آن در مرحله اول برای مدت يک سال مورد موافقت
قرار گرفته است.
اليسون مرداک، سرپرست اين گروه
گفت: "هدفی که برای نيل به آن تلاش می کنيم اين است که به افرادی که از
بيماری هايی مانند آلزايمر، پارکينسون و ديابت که ناتوانی های جدی به
بار می آورد رنج می برند کمک کنيم."
"راه درازی پيش رو داريم، اما
چشم انداز تحقق آن واقعا خيلی خوب است و برای همين خيلی خوشحاليم که
اکنون می توانيم نخستين گام ها را برداريم."
تيم پروفسور مرداک قادر خواهد
بود جنين شبيه سازی شده (کلون شده) را برای حداکثر دو هفته پرورش دهد و
سپس سلول های پايه جنينی را از آن استخراج خواهد کرد.
سلول های پايه از توان بالقوه
مبدل شدن به کليه انواع بافت های بدن از جمله سلول هايی که انسولين
توليد می کنند برخورارند و بنابراين معالجه بالقوه موثر چنين بيماری
هايی خواهند بود.
شبيه سازی جنين همواره مساله بحث انگيزی
بوده است
توان بالقوه سلول های پايه
با اين حال برخی ناظران نگران
هستند که پيشرفت در اين زمينه کار را برای ساير محققانی که به
استانداردهای اخلاقی پايبند نيستند برای شبيه سازی جنين آسانتر خواهد
کرد.
اما سوزی لدر، رئيس موسسه دولتی
نظارت بر بارداری و جنين شناسی گفت که اين نگرانی نبايد مانع پژوهش های
تازه شود.
وی گفت: "البته درست است که
نخستين مراحل شبيه سازی درمانی و شبيه سازی برای توليد مثل يکی است.
اما به تصور من لازم نيست اينقدر نگران باشيم که ممکن است کسی در جايی
با استفاده نادرست از اين فن آوری به شبيه سازی برای توليد مثل بپردازد.
نبايد اجازه دهيم اين نگرانی مانع پيشرفت علمی ما در اين زمينه شود."
تاکنون کليه کشورهايی که در اين
زمينه قوانينی وضع کرده اند، شبيه سازی (کلونينگ) انسان برای توليد مثل
را ممنوع کرده اند.
بريتانيا يکی از معدود کشورهايی
است که تحقيقات علمی در زمينه شبيه سازی ژنتيکی برای مقاصد درمانی را
مجاز ساخته است.
کره جنوبی نيز به دانشمندان خود
اجازه اين کار را داده است و پيشتر در سال جاری گروهی از دانشمندان
دانشگاه ملی سئول از شبيه سازی 30 جنين انسان و استخراج سلول های پايه
از آنها خبر داد.
اين نخستين بار بود که خلق جنين
شبيه سازی شده انسان به طور مستند گزارش می شد.
اما حتی تيم پژوهشگران نيوکاسل
نيز اذعان می کند که تحقيقات سلول پايه دست کم تا يک دهه ديگر به
کاربردهای عملی در معالجات پزشکی منجر نخواهد شد.
صفحه اصلی
بالای صفحه
ابتدای اين مطلب